سوالات مرتبط با درس روز دوشنبه 31-6-93 (تنبيه سوم )

ارسال شده در 30 شهريور 1393 توسط علوي (آزيز)

از طلاب محترم انتظار دارم با پيش مطالعه درس سوالات زير را پاسخ گفته و ارسال نمايند:

1-به نظر مصنف در احكام عقلي استصحاب جاري نمي شود چرا؟

2- مقصود از احكام عقلي چيست؟

3- آشكال:اگر بگوئى پس چگونه حكم شرعى استصحاب مى‌شود و حال آنكه كاشف از حكم عقلى مستقل است (يعنى كلما حكم به العقل حكم به الشرع و بالعكس) ؟

خلاصه درس امروز يك شنبه 30-6-93 (اشكالات شيخ به فرمايش نراقي)

ارسال شده در 30 شهريور 1393 توسط علوي (آزيز)

*اشتباهاوّل نراقى چيست؟

اين است كه در دو مثال جلوس و صوم، ميان ظرفيتزمان و قيديت آن خلط كرده و حكم يكى را به ديگرى سرايت داده است.

به عبارت ديگر سؤال ما از جناب نراقى اين است كه:آيا در اين دو موردى كه زمان را قيد قرار داديد، قيد براى حكم مثلا وجوب و يامتعلّق حكم يعنى جلوس و يا صوم كه فعل اختيارى مكلّف است قرار داديد و يا اينكه آنرا صرفا ظرف به حساب آورديد؟

بقيه در ادامه مطلب...

خلاصه درس امروز شنبه 29-6-93

ارسال شده در 29 شهريور 1393 توسط علوي (آزيز)

درس امروز درباره شبهه مرحوم نراقي نسبت به جريان استصحاب در امور مقيد زمان و در نهايت تعارض اين استصحاب با استصحاب عدم ازلي بود جهت تبيين بيشتر بحث خلاصه اي از درس امروز مجددا تكرار مي شود.

جناب نراقى مى‌فرمايد بطور كلّى در باب استصحاب، مستصحب ما:

1-گاهى امرى از امور شرعيّه است مثل وجوب، حرمت، طهارت، نجاست و. . .

2-گاهى هم امرى از امور خارجيه و يا به تعبير ديگر از موضوعات احكام است مثل: عدالت زيد و. .

آنجا مستصحب ما امرى از امور شرعيّه است يعنى قسمت اوّل:

1-گاهى شكّ ما در بقاء مستصحب از زمان لا حقّ، از قبيل شكّ در مقتضى است يعنى اصل اقتضاء و استعداد مستصحب براى بقاء مورد شكّ است.

2-و گاهى شكّ ما در بقاء مستصحب از زمان لا حقّ، از قبيل شكّ در رافع است با همۀ اقسام پنج‌گانه‌اش پس از احراز مقتضى.

الحاصل: مجموعا سه صورت در رابطۀ با مستصحب در اينجا وجود دارد:

*صورت اوّل چيست با ذكر مثال آن را تبيين كنيد؟

اين است كه مستصحب از امور شرعيّه باشد، شكّ ما هم از قبيل شكّ در مقتضى باشد جناب نراقى مدّعى است كه در اينجا دو استصحاب جارى مى‌شود كه در نتيجه با هم تعارض كرده و تساقط مى‌كنند و لذا رجوع مى‌شود به اصل سوّم.

الف: براى مثال: مولى به عبدش مى‌گويد: بنشين در اين مكان تا زوال و يا پايان روز جمعه در اينجا سه حالت متصوّر است:

1-يكى اينكه بگوئيم ما از ازل و از قبل از اين امر مولى يقين داشتيم به عدم وجوب جلوس كه همان يقين عدم ازلى باشد.

2-يكى اينكه بگوئيم: ما يقين داشتيم به وجوب جلوس از صبح جمعه تا ظهر جمعه كه يقين به يك امر وجودى است.

3-يكى اينكه بگوئيم: شكّ ما در بقاء اين وجوب و ارتفاع آن است نسبت به ما بعد زوال.

به ادامه مطلب مراجعه شود

سوالات درس رسائل (پاسخ شيخ به كلام نراقي يك شنبه 30-6-93)

ارسال شده در 29 شهريور 1393 توسط علوي (آزيز)

از طلاب محترم انتظار مي رود با پيش مطالعه پاسخ اين سوالات را تهيه و ارسال كنند:

1- اشكال اول شيخ به مرحوم نراقي چيست؟

شما بايد با تفاوت قايل شدن بين قيد بودن زمان يا ظرف بودن آن ،اين اشكال را تبيين كنيد.

2- اشكال دوم شيخ به فرمايش نراقي چه بود؟

شما بايد نشان دهيد مرحوم نراقي بين شك در مقتضي با شك در رافع خلط كرده است.

3-اشكال سوم فرمايش نراقي چيست؟

در اين بخش بايد نشان دهيد بر فرض كه در دو مثال ذكر شده شك در رافع باشد اما اصل سببي و مسببي كه مرحوم نراقي درست كرده صحيح نيست.

استصحاب امور قاره مقيد به زمان (شنبه 29-6-93)

ارسال شده در 27 شهريور 1393 توسط علوي (آزيز)

القسم الثالث: الفعل القار المقید بالزمان کالجلوسفی المجلس.

مثلا می گویند ایها الطالب، اجلس فی المسجد الی الظهر. در این مثالجلوس جامد است (البته از نظر کسانی که قائل به حرکت جوهریه هستند جلوس هم حرکتدارد و حتی ستونی که در مسجد است در لحظه ی بعد غیر از ستونی است که در قبل بودهمانند نگاه کردن مهتاب در آب روان که تصویر مهتاب یک عکس نیست بلکه هم زمان که آبجاری است لحظه به لحظه تصویر ماه را در خود خلق می کند.

بقيه در ادامه...


حوزه اداره نیست که درس زود یا دیر تمام شود!

ارسال شده در 26 شهريور 1393 توسط علوي (آزيز)

حضرت آيت الله شبيري زنجاني (دامت بركاته) در ابتداي درس خارج امسال خود مطالب مهمي را درباره سيستم زمان محور دروس ،مدرك گرايي و....مطرح كردند ، مراجع عظام تقليد كه قله هاي رفيع علمي حوزه هاي علميه محسوب مي شوند و خود راه اجتهاد و فقاهت را به سلامت طي كرده اند و به سر منزل مقصود رسيده اند از سر دلسوزي و وظيفه براي ما كه سالكان اين راه هستيم و هم چنين متوليان اداره حوزه ها تذكرات و راهنمايي هاي پدرانه دارند اميدوارم اين نصايح پدرانه را مانند فرزندي خلف آويزه گوش و چراغ راه قرار دهيم.

حضرت آیتالله شبیری زنجانی، همزمان با آغاز سال تحصیلی حوزه ها در جمع تعدادی از شاگردان خود مدرک گراییو اجرای سیستم آموزشی دانشگاه در حوزه را، آفتهای حوزه  امروز دانست.

وی دراینباره افزود: الان یک طلبه را وادار می کنند در سال چندین درس متعدد مثل تفسیر وفلسفه و فقه و اصول بخوانند. این کار اشتباه است. انسان باید اهم و مهم کند. چیزیکه برای یک طلبه لازم است فقه و اصول است. باید به طلبه گفت همه وقتت را روی فقه واصول بگذار تا ملا شوی.

بقيه در ادامه خبر...

استصحاب زمان و زمانيات(براي مطالعه بيشتر)

ارسال شده در 25 شهريور 1393 توسط علوي (آزيز)

. بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم.

. بحث ما در استصحاب تدريجيات بود. درباره زمان گفتم استصحاب او بلااشکال است براي اينکه زمان از نظر عرف، بلکه از نظر عقل يک هويت شخصيه‏اي دارد، يک هويت شخصيه وحدانيه، الا اينکه نحوه وجود، تدريجي است، بقول اينها خروج الشي‏ء من القوة الي الفعل، که اين يعني دائما رو به حرکت استکمالي است، بدون اينکه عدمي فاصله شود، قوه ‏ها و استعدادها مرتب بالفعل مي‏شود لذا عرف روز را يک امر وحداني مي‏داند، فلسفه هم روز را يک امر وحداني مي‏داند و اگر ساعت و دقيقه و ثانيه براي او درست مي‏کند،اين را يک امر اعتباري مي‏داند، نه اينکه به شخصيت او ضرري بخورد. مثل اين که انسان را که يک امر وحداني است، پا براي او درست مي‏کند، سر درست مي‏کند. لذا از نظر عقلي، از نظر شرعي استصحاب بلااشکال است، مثل همان امر قارالذات است، فقط فرقش اين است که امر قارالذات اجزائش مجتمع است و اين اجزائش متصرم است، اما همان امر وحداني که در اجزاء اجتماعي هست، همان امر واحداني در امر متصرم هست، هم عقلاً و هم عرفا و آنکه ما در استصحاب مي‏خواهيم عرف است. اين راجع به اصل زمان.

بقيه در ادامه خبر


درس روز چهار شنبه 26-6-1393 تنبيه دوم استصحاب زمانيات

ارسال شده در 25 شهريور 1393 توسط علوي (آزيز)

از طلاب محترم انتظار مي رود با پيش مطالعه بتوانند به سوالات زير پاسخ دهند^

1- زمانيات را تعريف كنيد و براي آن چند مثال ذكر كنيد.

2-اقوال در استصحاب زمانيات ؟

3- به نظر مصنف در چه صورتي مي توان در زمانيات ،استصحاب را جاري كرد؟(دو توجيه)

4- مستشكل در بخش (ودعوي) استصحاب تكلم را از نوع كلي قسم سوم مي داند ،اين مطلب را تقرير كنيد.

5- مصنف در پاسخ استصحاب تكلم را از قسم كلي نوع اول مي داند. چرا؟

6- معيار براي وحدت و عدم آن در نظر عرف چيست؟

الف) وحدت داعي : توضيح و مثال

ب) وحدت موضوع : توضيح و مثال

ج) وحدت سبب و منشاء : توضيح و مثال

7) نظر نهايي مصنف

استصحاب زمانيات (درس روز سه شنبه )

ارسال شده در 24 شهريور 1393 توسط علوي (آزيز)

استصحاب زمانیات : حکم به بقای امور تدریجی الحصول در ظرف زمان

استصحاب زمانیات از اقسام استصحاب امور تدریجی و مقابل استصحاب زمان می‌باشد و به معنای حکم به بقای اموری است که به تدریج و در بستر زمان موجود می‌شود؛ به این صورت که تا جزء سابق از بین نرود، نوبت به جزء لاحق نمی‌رسد و هیچ گاه تمام اجزای آن در یک زمان اجتماع نمی‌کند، مانند: تکلم، کتابت، راه رفتن، جریان آب در رودخانه، که وجود ثابت و مستقری ندارند، بلکه اجزای آنها به تدریج در ظرف زمان حاصل می‌شود. در این گونه موارد، اگر برای مثال، تا زمان معینی یقین به تکلم و یا کتابت باشد و سپس در بقای آن شک شود، مجرای استصحاب زمانیات، می‌باشد.

در حجیت این استصحاب اختلاف وجود دارد و منشأ اختلاف در این است که استصحاب در موارد شک در بقا، جاری است نه در موارد شک در حدوث، و از آن جا که زمانیات، دارای بقا و ثبات نیست، پس شک در آنها، شک در بقا نیست، بلکه شک در حدوث است. قائلین به حجیت این استصحاب، پاسخ می‌دهند که هر چند به دقت عقلی، استصحاب در زمانیات جاری نیست، اما عرف این دقت عقلی را به کار نمی‌بندد و با دید مسامحی، یک نوع وحدت اعتباری (غیر حقیقی) میان اجزای زمانیات لحاظ نموده و آنها را استصحاب می‌نماید.

البته توجیه دیگری نیز برای جریان استصحاب در زمانیات وجود دارد.

مرحوم " شیخ انصاری " در مواردی که امکان فرض یک امر واحد مستمر وجود داشته باشد، استصحاب را در زمانیات جاری می‌داند.

برخی مانند مرحوم " نایینی " استصحاب را مطلقا در زمانیات جاری می‌دانند.

پاسخ سوال 8 (استصحاب كلي)

ارسال شده در 24 شهريور 1393 توسط علوي (آزيز)

8-براساس ماده856 «صغیر را می توان به اتفاق یک نفر کبیر وصی قرار داد، در این صورت اجرای وصایا با کبیر خواهد بود تا موقع بلوغ و رشد صغیر»؛ بنابراین وصی کبیر در اجرای وصیت تا زمان بلوغ صغیر مستقل است ولی پس از بلوغ صغیر استقلال وی از بین می رود. حال بحث در این است که اگر صغیر پس از بلوغ نیز دارای رشد یا عقل نباشد و حجر وی ادامه یابد آیا بازهم می توان قائل به استقلال وصی کبیر بود یا باید گفت استقلال وی از بین می رود و باید حاکم ضم امین کند؟ 

با توجه به مطالب تنبيه اول بفرماييد اين سوال به كدام قسم از اقسام استصحاب مربوط است و پاسخ آن چيست؟

پاسخ در ادامه مطلب...

×
خطا ...
آدرس ایمیل وارد شده نامعتبر است.
متوجه شدم