درس امرور درباره تنبيه نهم و استصحاب در امور عقيدتي از جمله نبوت بود.
که یک تنبیهی در این جا مرحوم شیخ آوردهاند بعد هممرحوم آخوند و اگر نیامده بود بهتر بود و آن یک مباحثهای واقع شده بین یک عالمشیعه با یک یهودی که عین این مباحثه را یک ارمنی یک جا ثلیق با حضرت رضا علیهالسلام داشته و این آمده در اصول ما.
شیخ در رسائل این بحث رامفصلا مطرح کرده است ولی صاحب کفایه آن را مفصل تر بحث کرده است و این فصل از فصولمشکل می باشد
لازم است قبل از ورود به بحث تصوير روشني از اصل تاخر حادث ،تعريف آن و مثالهايي براي اين اصل داشته باشيم:
تنبيه ششم مهم ترين و در عين حال دقيق ترين تنبيه استصحاب است ،بحث حجيت يا عدم حجيت مثبتات اصول و ادله آن در اين تنبيه مورد بحث قرار مي گيرد.
مطلب جديد اينست كه ثمرۀ عمليۀ جريان استصحاب در احكام شريعت سابقه كجاها ظاهر مىشود؟ آيا اساسا ثمرهاى هم دارد يا خير؟ مرحوم شيخ مىفرمايد: گروهى از فقهاء به پيروى از شهيد ثانى در تمهيد القواعد يك سلسله ثمرات عمليهاى براى اين استصحاب ذكر نمودهاند كه اهمّ آنها را مىآوريم:
آيا مي توان احكام شرايع گذشته را استصحاب كرد و براى مسملين حجّت دانسته و به آن عمل كرد و مجتهد بر اساس آنها فتوا صادر كند؟
1. به نظر شیخ علت جریان استصحاب در احکام شرایع سابق چیست؟
چون مقتضی موجود است به دلیل کامل بودن ارکان استصحاب، ومانعی وجود ندارد، پس استصحاب جاری می شود.
2. اشکال تغییر موضوع در استصحاب احکام شرایع سابق را نقضا وحلا جواب دهید
اما درسهای بعضی از اساتید که فعلا می رویم تو را به خدا جهت چیز فهمی است؟ فهمیدن فرع شنیدن کلمات استاد است. ما که تا به حال غیر آن که مسئله در فلان بحث بود چیز دیگر نمی شنویم. به مجرد شروع استاد این قدر رد و ایراد و قال و قیل به صداهای خشن و زیر و بم از بالای منبر و پایین، آن هم از صد الی صد و پنجاه نفر جمعیت به هم می خورد و تصادم می کرد محشر کبرا رخ می داد، حمام زنانه کدام است؟
التنبيه الرابع:- الاستصحاب التعليقي.
والبحث المذكور هو من الأبحاث المهمة ومنشأ الأهمية هو ابتلاء الفقيه بالاستصحاب المذكور وحاجته إليه في الاستنباط وقد وقع الخلاف في حجيته وعدمها كما سوف نوضح فيما بعد إنشاء الله تعالى ولكن لتوضيح المقصود منه نذكر الضابط له ثم نذكر بعض الامثلة كتوضيح:-
إن ضابطه هو أن يكون للشيء حكمٌ سابقاً ولكنه معلّق على شرطٍ ثم تطرأ حالة تسبّب الشك في بقاء ذلك الحكم وقبل طرو تلك الحالة لم يكن ذلك الشرط متحققاً وبعد طروها يتحقق الشرط ولكن يشك في بقاء ذلك الحكم ، ومن أمثلة ذلك:-