درس امروز درباره شبهه مرحوم نراقي نسبت به جريان استصحاب در امور مقيد زمان و در نهايت تعارض اين استصحاب با استصحاب عدم ازلي بود جهت تبيين بيشتر بحث خلاصه اي از درس امروز مجددا تكرار مي شود.
جناب نراقى مىفرمايد بطور كلّى در باب استصحاب، مستصحب ما:
1-گاهى امرى از امور شرعيّه است مثل وجوب، حرمت، طهارت، نجاست و. . .
2-گاهى هم امرى از امور خارجيه و يا به تعبير ديگر از موضوعات احكام است مثل: عدالت زيد و. .
آنجا مستصحب ما امرى از امور شرعيّه است يعنى قسمت اوّل:
1-گاهى شكّ ما در بقاء مستصحب از زمان لا حقّ، از قبيل شكّ در مقتضى است يعنى اصل اقتضاء و استعداد مستصحب براى بقاء مورد شكّ است.
2-و گاهى شكّ ما در بقاء مستصحب از زمان لا حقّ، از قبيل شكّ در رافع است با همۀ اقسام پنجگانهاش پس از احراز مقتضى.
الحاصل: مجموعا سه صورت در رابطۀ با مستصحب در اينجا وجود دارد:
*صورت اوّل چيست با ذكر مثال آن را تبيين كنيد؟
اين است كه مستصحب از امور شرعيّه باشد، شكّ ما هم از قبيل شكّ در مقتضى باشد جناب نراقى مدّعى است كه در اينجا دو استصحاب جارى مىشود كه در نتيجه با هم تعارض كرده و تساقط مىكنند و لذا رجوع مىشود به اصل سوّم.
الف: براى مثال: مولى به عبدش مىگويد: بنشين در اين مكان تا زوال و يا پايان روز جمعه در اينجا سه حالت متصوّر است:
1-يكى اينكه بگوئيم ما از ازل و از قبل از اين امر مولى يقين داشتيم به عدم وجوب جلوس كه همان يقين عدم ازلى باشد.
2-يكى اينكه بگوئيم: ما يقين داشتيم به وجوب جلوس از صبح جمعه تا ظهر جمعه كه يقين به يك امر وجودى است.
3-يكى اينكه بگوئيم: شكّ ما در بقاء اين وجوب و ارتفاع آن است نسبت به ما بعد زوال.
به ادامه مطلب مراجعه شود