مذهب شيعه اماميه

ارسال شده در 3 مهر 1393 توسط علوي (آزيز)


1.1. توثيق مذهب امامیه
مذاهب فقهی شیعی تابع نظرات امامان اهل بیت هستند که از آن میان مکتب شیعی دوازده امامی که عمده ترین نحله شیعی است از آراء امامان دوازده گانه مشهور خود به خصوص امام ششم ابو عبد الله جعفر بن محمد الصادق (ع) پیروی می‌کند و به همین جهت به «جعفری »نیز شهرت دارد.

استصحاب امور قاره مقيد به زمان (شنبه 29-6-93)

ارسال شده در 27 شهريور 1393 توسط علوي (آزيز)

القسم الثالث: الفعل القار المقید بالزمان کالجلوسفی المجلس.

مثلا می گویند ایها الطالب، اجلس فی المسجد الی الظهر. در این مثالجلوس جامد است (البته از نظر کسانی که قائل به حرکت جوهریه هستند جلوس هم حرکتدارد و حتی ستونی که در مسجد است در لحظه ی بعد غیر از ستونی است که در قبل بودهمانند نگاه کردن مهتاب در آب روان که تصویر مهتاب یک عکس نیست بلکه هم زمان که آبجاری است لحظه به لحظه تصویر ماه را در خود خلق می کند.

بقيه در ادامه...


استصحاب زمان و زمانيات(براي مطالعه بيشتر)

ارسال شده در 25 شهريور 1393 توسط علوي (آزيز)

. بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم.

. بحث ما در استصحاب تدريجيات بود. درباره زمان گفتم استصحاب او بلااشکال است براي اينکه زمان از نظر عرف، بلکه از نظر عقل يک هويت شخصيه‏اي دارد، يک هويت شخصيه وحدانيه، الا اينکه نحوه وجود، تدريجي است، بقول اينها خروج الشي‏ء من القوة الي الفعل، که اين يعني دائما رو به حرکت استکمالي است، بدون اينکه عدمي فاصله شود، قوه ‏ها و استعدادها مرتب بالفعل مي‏شود لذا عرف روز را يک امر وحداني مي‏داند، فلسفه هم روز را يک امر وحداني مي‏داند و اگر ساعت و دقيقه و ثانيه براي او درست مي‏کند،اين را يک امر اعتباري مي‏داند، نه اينکه به شخصيت او ضرري بخورد. مثل اين که انسان را که يک امر وحداني است، پا براي او درست مي‏کند، سر درست مي‏کند. لذا از نظر عقلي، از نظر شرعي استصحاب بلااشکال است، مثل همان امر قارالذات است، فقط فرقش اين است که امر قارالذات اجزائش مجتمع است و اين اجزائش متصرم است، اما همان امر وحداني که در اجزاء اجتماعي هست، همان امر واحداني در امر متصرم هست، هم عقلاً و هم عرفا و آنکه ما در استصحاب مي‏خواهيم عرف است. اين راجع به اصل زمان.

بقيه در ادامه خبر


تجدد امثال

ارسال شده در 19 شهريور 1393 توسط علوي (آزيز)

در جلسه دو روز قبل ديديد مصنف به مناسبت بحث وحدت موضوع در استصحاب،اشاره اي به تجدد امثال كرد ،به نظر حيف است به سرعت از اين بحث مفيد و پر عمق گذر كرد،مبحثي كه جايگاه رفيعي در فلسفه و عرفان اسلامي دارد هر چند كه به نظر مي رسد نگاه مرحوم شيخ به اين بحث بيشتر ناظر به بحث تجدد اعراض در كلام اشاعره باشد تا حركت جوهري و تجدد امثال در فلسفه و عرفان.

با اين همه توجه شما را به برخي مطالب در اين حوزه جلب مي كنم و همچنين تعدادي مقاله مرتبط با بحث را در قسمت بالاي صفحه ( جزوه) قرار مي دهم.

×
خطا ...
آدرس ایمیل وارد شده نامعتبر است.
متوجه شدم